X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 19 آبان‌ماه سال 1392
شهر زنده شد به ذکر یا حسین...

دیگه خیابان های شلوغ شهر، بی روح نیستند..

ترافیک هست، اما صدا، صدایی غیر از ترافیکه..

کوچه ها، دیگه اون کوچه های سوت و کور نیستند..

اینجا بین این همه سر و صدا و ترافیک و شلوغی، یک عالمه آرامش هست.


خیابون های این شهر بزرگ و شلوغ، خیابون های خشکیده ی این دیار غربت برای من و امثال من، زنده شده به یاد حسین (ع)..


وقتی داری از یه هیئت سنتی برمیگردی خونه، تاب نمیاری و از ماشین پیاده میشی تا قدم بزنی و ببینی این شلوغی شهر رو، دود اسپندها و چراغونی خیابون ها و عبور دسته ها و مردم عزادار و سیاه پوش..

ببینی قربانی های بیشمار رو جلو دسته های عزاداری..

ببینی زن و مرد و پیر و جوون، با هر اعتقاد و ظاهری..

قدم بزنی بین مردمی که توی روزهای عادی سال، خیلی ازشون دور هستی، اما این شب ها اینقدر نزدیک..

اما این شبا همه زیر خیمه یک نفر سینه می زنیم و عزاداری میکنیم..


کجای عالم، غیر از این خاک، میشه شور و نشاط معنوی رو مثل خون توی رگ های شهر، در جریان دید..

کدوم دین و مسلک جز شیعه جعفری، امامی چون حسین (ع) داره، که پیر و جوان بخاطرش آواره خیابون ها میشن تا نیمه های شب...


شکر خدا که حسین داریم..

شکر خدا که رمضان و محرم و صفر داریم..


انشالله تا عمر داریم، زیر این خیمه سینه بزنیم، تا عمر داریم زیر این پرچم، مقابل ظلم بایستیم..

یا از غم حسین بمیریم یا زیر پرچم حسین برای پایداری و سرافرازی اسلام بمیریم..

انشالله..


باز این چه شور است که در خلق آدم است... 

                       باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است...



برچسب‌ها: عزاداری امام حسین (ع)، تهران در محرم، دسته های سینه زنی، دل نوشته